بررسی تاریخ کاریکاتور
تاریخ کاریکاتور
نگاهی کوتاه به تاریخ بلند کاریکاتور جهان
محمد عبدعلی
عصر باستان (یونان و رم)
برخی عناصر کاریکاتور درهنر دوران باستان قرون وسطی دیده می شود . البته در هنر این دو دوره، ما کاریکاتور را به شکل خاصی که امروزه مطرح است، نمی بینیم. با این همه استثنائاتی وجوددارند که درخور توجه اند، هرچند این موارد درآثار بعدی رو به تکامل ننهاد. مجسمه کوچک کاریکاتور امپراتور کاراکالا که درموزه اویگون نگهداری می شود، یکی از این استثنائات جالب است . در این مجسمه، امپراطور به شکل آدم کوتوله ای نشان داده شده است که زنبیل به دست درحال توزیع نان است. ازسوی دیگر، هنر کلاسیک یونان و رم از بسیار از عناصر ظاهری کاریکاتور برخوردار است، اما به این همه این آثار فاقد روح اصیل کاریکاتور است. درهنر قرون وسطی عناصر کاریکاتوری طوری با عناصر جدی درهم می آمیزد که تشخیص این دو از هم مشکل است. به طور مثال، شیطان مضحکی که سعی میکند ترازو را برای کشیدن ارواح پایین بیاورد، ازجمله آثار مقدس به شمار می رود. این صحنه بخشی ازنمای سرد درکلیسای جامع آتن را تشکیل میدهد.
یکی دیگر از نمونه های بارز درهنر یونان باستان، گرایشی است که هنرمندان این دوره درنشان دادن اشکال و گونه های مضحک و بی تناسب نشان می دهند. البته طبق نظر تاریخ نویسان این گرایش عکس العملی نسبت به هنر کلاسیک بوده است. با آن که منظور از خلق این آثار نمایش جنبه ی خنده دار بودن و ضعف موجود انسانی بوده ولی واقعاً نمی توان این آثار راکاریکاتور به حساب آورد. بنابراین، درهنر عصر باستان، عناصری دیده می شود که درپیدایش کاریکاتور موثر بوده اند. این عناصر برخی فراموش شده و برخی جنبه جهانی یافته و در دوران های بعد به ویژه عصر رنسانس درمسیر اصلی هنر اروپا قرار گرفته اند. بهترین نمونه از این عناصر، گرایش هنرمندان به کشیدن انسان به شکل های حیوانی و ترکیب شکل انسان با حیوان است. افسانه حیوانات از دیرینه ترین آثار ادبی است که قدمت آن از مصر باستان تاکنون ادامه داشته است. در پاپیروس های مصری به جا مانده تعدادی ازحیوانات در حال انجام کارهای انسانی نشان داده می شوند. برخی از شکل های مرکب انسان و حیوان برروی سنگ های قیمتی و گوهر آلات دیده می شود. اکنون این اشکال دیگر جنبه احترام آمیز ندارند، بلکه گونه هایی هزل گونه و خیالی به شمار می روند. همچنین دردوره های رم باستان، موضوع آدم های کوتوله به گونه ای مورد علاقه و توجه هنرمندان واقع شده بودکه درحدود چهارپنجم تصاویر و آثار مضحک و خنده دار را شامل می شد. اما این امر به هیچ وجه به این معنی نیست که دنیای کلاسیک کوتوله ها همه ویژگی های هنر مدرن کاریکاتور را دارا بوده است.
باید توجه داشت مقصود هنرمند دردوران باستان از عناصری که امروزه خنده دار و کمیک به نظر می آیند، خلق آثاری درارتباط با زندگی افراد جامعه نبوده است، بلکه این آثار بیشتر جنبه مذهبی، تزئینی و خنده دار داشته اند و فاقد شخصیت قوی و بنیادی بوده اند.
انگلستان
پس از گسترش کاریکاتور به آن سوی مرزهای ایتالیا، این هنر دراوایل قرن هجدهم پا به مرحله نوینی گذاشت که با آغاز نقش اجتماعی آن همزمان شد. کاریکاتور اگر چه درایتالیا ابداع گردید، ولی درانگلستان و درطول قرن هجدهم بود که فنون طراحی ایتالیایی ها با تصاویر واقع گرایانه هلندی که برخوردار ازمضامین اجتماعی بودند، درهم ترکیب شد و کاریکاتور کنونی به وجود آمد. درطول این قرن، کاریکاتور به صورت ابزاری شناخته شده برای نقد موضوعات اجتماعی درآمد. انگلستان به دلیل پرهیز ازحکومت مطلق سلطنتی بیش از هرکشور دیگری دراروپا از آزادی بیان برخوردار بود که این امر به علاوه تلاطمات سیاسی و اجتماعی این جامعه سبب پیشرفت و ترویج کاریکاتور به شکل امروزین آن گردید. برای کاریکاتور هیچ موضوعی حتی چیزهایی که ازسوی روحانیون منع شده بود، استثناپذیر نبود و جنبه های مختلف زندگی روزمره کلیه طبقات اجتماعی، حرف مختلف ووقایع گوناگون قربانیان مسلم کاریکاتور به شمار می رود.
دردهه 1720، رسوایی مالی«حباب دریای جنوب» تحرک تازه ای به ظنز ترسیمی بخشید. از 1730 به بعد، تصاویر طنز آلود و هجوآلود به طور مداوم تهیه می شد و نشریاتی که حاوی این تصاویر بودند ازجذابیتی برخوردار گشتند. کاریکاتوریست های انگلیسی اوایل قرن هجدهم که درزمینه موضوعات سیاسی کار می کردند، بیشتر از آنکه به مهارتشان در طراحی کاریکاتور چهره تکیه کنند، به کنایه و تمثیل متکی بودند و از سنت جا افتاده ی سمبولیک بهره می بردند. یکی از کتاب هایی که به عنوان منبع مورد بهره برداری بیشتر کاریکاتوریست های انگلیسی بود، کتاب «شمار قیصر» ریپا بود. نخستین بار این کتاب درسال 1593 دررم منتشر یافت. ولی تا سال 1709 درانگلستان نیافت. درمیانه قرن هیجدهم با انتشار کتاب های تازه تری دراین زمینه، بریتانیا خود خود را مطلوب کاریکاتوریست هایی قرار داد که درزمینه سیاسی کار می کردند.
مجسمه سازی برجسته برروی سطوح.
فرانسه
گسترش و تکامل کاریکاتور درقرن نوزدهم به دو لیل عمده بود: یکی پیوستن و اتحاد کاریکاتور با روزنامه و دیگری ابداع چاپ سنگی. دراین عصر، دیگر تصاویر طنز آلود و کنایه دار به شکل ورق های جدا و منفرد دیده نمی شود، بلکه آن ها تصاویر روزنامه ها و مجلات هفتگی را به خود اختصاص می دهند. به علاوه ابداع چاپ سنگی در1798 برای طراحان بزرگ و با استعدادی چون دمیه این امکان را فراهم آورد تا از شکل و رنگ که می توانست به مقدار زیاد به سرعت تکثیر شود، بهره ببرند. اکنون این فرانسه است که خط کاریکاتور را مشخص میکند نه انگلستان و دراین میان دمیه شاخص ترین کاریکاتوریست اواسط این قرن است .
با این همه کاریکاتوریست های فرانسوی می بایست تا انقلاب ژوئیه 1830که به آن ها آزادی عمل کامل داده شد، صبر می کردند. حکومت لوئی فیلیپ ازنظر بسیاری عصر طلایی طنزترسیمی بود. مطبوعات تا مدت زیادی از آزادی کامل برخودار بودند، هرچند دمیه به خاطر نشان دادن لویی فیلیپ به شکل آدم غول مانندی که درخوردن و آشامیدن افراط میکند درطرحی به نام «کاریکاتور» د رسال 1832 زندانی شد. اما پس ازآنکه از 1835 قوانین سانسور به اشاره صریح افراد و موسسات خاص را ممنوع کرد، کاریکاتور از لحاظ جنبه سیاسی محدودتر اما زیرک تر و لطیف تر شد. دیمه به هرماه ناشر جسورش شارل فیلیون که خود نیز کاریکاتوریست بود، رژیم قلابی و فاسد لویی فیلیپ را بی رحمانه آماج حملات خود قرار داد. فیپون تصویر مشهور و متوالی خود را که چهره پادشاه درآن به تدریج تبدیل به گلابی می شود را ابداع نمود. «گلابی» درزبان فرانسه به سربزرگ و چاق و احتمالاً صاحب احمق آن اطلاق می شود. لویی فیلیپ شاه فرانسویان خوانده شد و در 4 نوامبر همان سال «لاکاریکاتور» روزنامه طنز آمیزی که موسس آن شارل فیلپون بود، به چاپ رسید. فیلپون بود به چاپ رسید. فیلپون که به حق پدر کاریکاتور مدرن سیاسی محسوب می شود، در1806 در لیون چشم به جهان گشود. او که یک جمهوری خواه بسیار معتقد بود عازم پاریس شد و چون در فن چاپ سنگی نیز مهارت تام داشت با محافل هنری و هجونگاران پیشرو تماس برقرار کرد. نخستین تصویر طنزآمیز فیلپون که درنشریه اش به چاپ رسید لحن و گرایش این جریده را آشکار ساخت . این نشریه نخستین هفته نامه سیاسی-طنزآمیز به معنای امروزی کلمه بود، چرا که به طور منظم انتشار می یافت و دارای تجزیه ای ثابت بود که گرایش آشکاری داشتند. گفته شده که این نشریه به صحنه جنگ های فیلپون با فیلیپ تبدیل شده بود.
احساساتیگری تجسم میکرد.
از سوی دیگر، اختصار در بیان و ارائه موضوع، مهمترین ویژگی طراحی دمیه است. وی با چند خط بیجان و یکی دو لکه آب مرکب توانست نه تنها حجم و حرکت، بلکه سرشت رو رفتار آدمی را نمایان سازد. هر چهرهی مضحکی را که آفریده معرف یک شخصیت خاص ناشی از شیوه زندگی در بطن یک نظام بغرنج اجتماعی بوده است. شیوه کار او به آثار متأخر گُیا نزدیک است و این نزدیکی در آثار چاپی او نیز دیده میشود. دمیه چندین پرده در مضامین مربوط به دن کیشوت کشیده که تفسیر تازهای را از شخصیتهای داستان سروانتس ارائه می دهد.
اگر چه دمیه برجستهترین کاریکاتوریست عصر خود به شمار میرود، با این همه رقیبانی داشت که هنرمندان شایستهای بودند. گاوارانی و گراندویل دو تن از این هنرمندان بودند.
بودلر درباره پل گاوارنی (هدقشرشل، 1804- 1866 نام اصلیاش سولپیس گیوم شوالیه) میگوید: وی در حقیقت تنها یک کاریکاتوریست و یا حتی صرفاً یک هنرمند نیست، بلکه وی ادیب نیز هست. به واقع گاوارانی را نمیتوان تنها به چشم یک کاریکاتوریست نگریست. نزد او هیچ گونه اغراق طنزآمیز یا کمترین عیار مشاهده نمیشود. اما وی نقشی را به عنوان نقاش موضوعات اخلاقی ایفا کرده و بر هنری تسلط داشته که در توصیف دنیای روسپیان سطح بالای پاریسی معاشران آنها شیوهای خاص را به کار گرفته و پرتره ای از مردم سطح پایین پاریس عرضه کرده که تا مدتها ذهن را به خود مشغول می کند.