دانلود انواع فایل

مقاله تحقیق پروژه دانش آموزی و دانشجویی

دانلود انواع فایل

مقاله تحقیق پروژه دانش آموزی و دانشجویی

تجربیات مدون تدریس در دوره ابتدایی (نمونه ای دیگر)

فرمت فایل ورد با قابلیت ویرایش

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

مقدمه

1

دوزبانه(منطقه عرب نشین)

2

داشتن دانش آموز کم شنوا و ناتوانی در بیان الفاظ و کلمات (پایه اول)

2

دانش آموزان عقب مانده ذهنی یا دیرآموز در مدرسه های عادی

3

تجربیات پایه سوم

5

درس اجتماعی

5

تجربه دیکته در کلاس سوم

5

تجربیاتی در رابطه آموزش جدول ضرب در پایه سوم

6

پایه چهارم ابتدایی

7

معاونت دبستان و آسفالت کردن مدرسه

9

اهمیت ایجاد انگیزه در جلسه اول: 14

نحوه شروع تدریس: 14

روش موفق تدریس از دیدگاه دانش‌آموزان 15

نحوه فعال نگاهداشتن کلاس توسط معلم: 15

16 علل لزوم پرسش درس از دیدگاه بچه‌ها و معلمین

بررسی لحن ادای مطالب از دیدگاه بچه‌ها و معلمین: 17

نحوه انتقال مطالب از دیدگاه قرآن 17

نحوه برخورد معلم با دانش‌آموز (بعد عاطفی) 18

بررسی بهترین روش‌های تشویق و تنبیه 19

نحوه تشویق موفق از دیدگاه روانشناسان: 20

نحوه برخورد با شاگردان ناسازگار: 22

روش‌های جلب توجه دانش‌آموزان 23

بررسی نقش روحیه معلم در امر کلاس‌داری: 24

چگونه می‌توان روحیه‌ای شاد داشت: 24

نیاز به انجام کار گروهی در شاگردان: 26

نیاز به جلب توجه در دانش‌آموزان: 27

بررسی نحوه ارتباط صحیح با دانش‌آموزان 28

پرهیز از مباحثه در کلاس: 29

نحوه نفوذ در متقاعد ساختن کلاس: 30

چالش ها 31

راهکار ها 33

نتیجه گیری 34



خرید فایل


ادامه مطلب ...

تجربیات مدون تدریس دوره ابتدایی (نمونه ای دیگر)

فرمت فایل ورد با قابلیت ویرایش

فهرست

مقدمه 2

روش تدریس در هر منطقه 3

گام های تدریس : 4

توانایی دانش اموز و روش تدریس 5

تجارب شخصی در امر یاددهی 6

روش شروع تدریس: 7

کلاس پویا و پر تحرک 8

ادای مطالب از دیدگاه بچه‌ها و معلمین: 9

نحوه برخورد با شاگردان ناسازگار: 10

تجربه ای از تدریس 12

تجربه دوم 13

مشکلات و چالش ها 27

در مورد املا 15

چندر بار نوشتن از روی غلط 17

خواندن درس به کمک دانش آموزان 21

نحوه تشویق و تنبیه 23

عوامل تباه سازی آینده 25

روحیه معلم در امر کلاس داری 26

مشکلات و چالش ها 28

راهکار ها 29

نتیجه گیری : 30



خرید فایل


ادامه مطلب ...

تجربیات مدون تدریس جهت ارتقا رتبه شغلی معلمین با عنوان :راه های برطرف کردن پرخاشگری دانش آموزان

فرمت فایل : ورد با قابلیت ویرایش

فهرست

چکیده 2

مقدمه 4

پرخاشگری و ورزش 5

دلیل کاهش پرخاشگری و استرس توسط ورزش 7

تعریف طرح مسأله 9

پیشینه تحقیق 9

توصیف وضعیت موجود 10

پرخاشگری و رفتار پرخاشگرانه 12

جمع آوری داده ها و گردآوری اطلاعات (شواهد 1 ) 13

تجزیه و تحلیل داده ها (پردازش ) 16

ارائه ی راه حل های مناسب 19

چگونگی اجرای راه حل های جدید و پیشنهادی 21

ارزیابی (شواهد 2 ) گردآوری اطلاعات (2) 25

تحول بنیادین 25

ارزیابی نتایج راه حلهای اجرا شده 26

نتیجه گیری (گزارش نهایی ) 26

پیشنهادها 28

منابع و مأخذ : 30



خرید فایل


ادامه مطلب ...

روش تدریس

روش تدریس

روشهاى آموزش انفرادى (individual instruction)

بسیارى از روانشناسان تربیتى و مربیان آموزشى اعتقاد دارند که موقعیت یادگیرى باید چنان سازمان‌دهى شود که هر شاگرد بر اساس توانایى‌هاى خود به فعالیت و یادگیرى بپردازد. براى نیل به چنین هدفی، روش‌هاى آموزش انفرادی، روش‌هاى بسیار مناسبى هستند؛ زیرا در این نوع از روش‌ها، شاگردان بر حسب توانایى‌شان پیش مى‌روند و معلم نیز وقت کمترى صرف تدریس و زمان بیشترى صرف رسیدگى به فرد فرد شاگردان مى‌کند. البته اولین و اساسى‌ترین گام در راه تحقق چنین هدفى پذیرفتن مفهوم ‌‌شاگرد محوری در طراحى و آموزش است.

در بسیارى از مواقع، دستیابى به هدف‌هاى آموزشى از طریق آموزش انفرادى بسیار آسان‌تر و امکان‌پذیرتر از روش‌هاى سنتى دیگر است، بویژه اگر روش آموزش انفرادى به طور صحیح بکار گرفته شود، روحیه استقلال‌طلبى شاگردان در اجراى طرح‌هاى کوچک و بزرگ تقویت مى‌شود. آموزش انفرادی، الزاماً به معناى آموزش یک نفر شاگرد توسط یک معلم با برنامه خاص نیست. آموزش انفرادى ممکن است به صورت گروهى نیز انجام گیرد. البته وقتى آموزش انفرادى به صورت گروهى طراحى مى‌شود، بهتر است گروهى از شاگردان که داراى ویژگى‌هاى مشترک هستند، تحت آموزش قرار گیرند. روش‌هاى آموزش انفرادى از نظر نحوه اجرا و مواد آموزشى عبارتند از:

- آموزش برنامه‌اى (PI)؛ (programmed instruction)

- آموزش به وسیلهٔ رایانه (CAI)؛ (computer assisted instruction)

- آموزش انفرادى تجویز شده (IPI)؛ (individually prescribed instruction)

- آموزش انفرادى هدایت شده (IGE)؛ (individually guided education)

تمام روش‌هاى فوق ریشه در آموزش برنامه‌ای دارند. این روش‌ها از زمانى که فن‌آورى تولید مواد آموزشى گسترش یافت، در نظام‌هاى آموزشى مطرح شدند.

هدفهاى آموزش انفرادى

همان‌گونه که روش‌هاى سخنرانى و بحث گروهى براى هدف‌هاى آموزشى خاصى مناسب هستند، در بسیارى از مواقع لازم است شاگردان به تنهایى کار کنند، اما این مواقع چه زمان‌هایى هستند؟ یا در چه مواقعى شاگرد را مى‌توان در اجراى فعالیت‌هاى آموزشى با مجموعه‌اى از مطالب چاپ شده یا آموزش برنامه‌اى تنها گذاشت؟ پاسخ به چنین سؤال‌هایى احتیاج به شناخت هدف‌هاى آموزشى و تحلیل آنها دارد، ولى اینکه آموزش انفرادى چه هدف‌هایى را دنبال مى‌کند، به شرح ذیل است:

رعایت تفاوتهاى فردى

انفرادى کردن آموزش یکى از پدیده‌هاى مهم سال‌هاى اخیر نظام‌هاى آموزشى است. بارها معلمان و مربیان آموزشى نسبت به میزان کارآیى روش‌هاى سنتى تردید کرده و عدم رضایت خود را ابراز داشته‌اند. این عدم رضایت تا حدودى ناشى از تفاوت‌هاى فردى موجود بین شاگردان بوده است. تفاوت‌هاى فردی، حداقل از دهه ۱۹۲۰، مورد توجه بسیارى از صاحب‌نظران تربیتى واقع شده است؛ زیرا در این سال‌ها بود که با اجراى آزمون‌هاى مختلف، به میزان اختلاف بهرهٔ هوشى شاگردان پى بردند. طبیعى است که تفاوت‌هاى فردى کار معلم و مربى را در روش‌هاى سنتى و معمول بسیار پیچیده و مشکل مى‌سازد. تفاوت‌هاى فردی، روش سخنرانى و حتى روش بحث گروهى را که در آن یک موضوع واحد با یک روش خاص براى همه اجرا مى‌شود، آشکارا زیر سؤال برده است.

اگر در کلاس تفاوت‌هاى فردى در نظر گرفته نشود، خستگی، انزجار و تنفر از فعالیت‌هاى آموزشى تقویت خواهد شد. راه‌حل طبیعى چنین مشکلى به کارگیرى روش‌هاى آموزش انفرادى یا طبقه‌بندى شاگردان بر اساس توانایى‌ها است. البته باید توجه داشت که تکنیک‌هاى آموزش انفرادى به صورت گروه‌بندى مى‌تواند مشکل ویژگى‌هاى ثابت شاگردان را حل کند، ولى هرگز قادر به حل مشکل ویژگى‌هاى متغیر آنان نیست؛ مثلاً چه بسا شاگردان در یک موضوع خاص، استعدادى یکسان، ولى قدرت درک و دریافت متفاوتى داشته باشند و ممکن است پاسخ به یک شاگرد، براى شاگرد دیگر حتى در یک گروه هم‌سنخ ارضا کننده نباشد.

رشد استقلال در عمل و یادگیرى

گذشته از اینکه در آموزش انفرادی، شاگردان مى‌توانند با توجه به استعداد خود به هدف‌هاى آموزشى دست یابند، روش آموختن مستقل را نیز یاد مى‌گیرند؛ یعنى در روش آموزش انفرادی، شاگردان یاد مى‌گیرند که چگونه یاد بگیرند و این خود یکى از هدف‌هاى مهم آموزشى است؛ زیرا شاگردان باید قادر باشند پس از ترک مدرسه یادگیرى را ادامه دهند.

عادت به مطالعه

معمولاً معلمان و شاگردان انتظار دارند که قوتى در مدرسه یا منزل به تنهایى کار مى‌کنند، بیشتر یاد بگیرند. این هدف معمولاً از طریق آموزش انفرادى تحقق مى‌یابد و شاگردان با این روش معلومات زیادترى کسب مى‌کنند. کسب معلومات بیشتر رضایت از فعالیت‌هاى آموزشى را فراهم مى‌کند و بر اثر ادامه فعالیت، شاگرد به مطالعه عادت مى‌کند و استمرار این عمل، عادت به مطالعه را در او تقویت خواهد کرد.



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی روش تدریس ایفای نقش

بررسی روش تدریس ایفای نقش


مقدمه

« می شنوم فراموش می کنم، می بینم به خاطر می آورم. انجام می دهم درک می کنی»

به نقل از :Mark Sutcliffe

« یکی از روشهای خلافی که در فعالیتهای یا دادن برای یاد گرفتن به کار می رود، روش ایفای نقش یا وانمود سازی است. این روش علاوه بر این که یادگیری کودکان و نوجوانان را عمیق و پر بار می کند. بسیار دکش و ذوق آفرین نیز هست. روش وانمود سازی از زندگی واقعی انسان ها، به ویژه زندگی شعف انگییز کودکان و نوجوانان گرفته شده است. همه دوست دارند در قالب شخصیت های دیگر در آیند و به بازی نقش بپردازند. انسان ها در زندگی روز مره خود همواره از شخصیت هایی که دوست دارند یا از آنها خوششان می آید تقلید می کنند و می کوشند دفتار و منش آنها را به خود نسبت دهند، یا آرزو می کنند کاش می توانستند همچون آنان باشند. گاه آنان از روی تفریح یا طنز رفتار و کردار کسانی را تقلید می کنند که سبب خنده و شادمانی اطرافیان می شود. کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان این گونه تقلید های صوری را دوست دارند آنان وقتی از کسی یا از رفتار و گفتار کسی به واقع خوششان بیاید خود را در هیأت و سطوت او فرو می برند و خویش را همانند او می پندارند،‌و نیز وقتی از کسی بدشان بیاید، یا از رفتار و گفتارش دلزده شوند فوری در نقش او ظاهر می شوند و ادا و اطواری در می آورند که سبب تحریک دیگران نیز می شود. گاه این « دیگر شدن» به قدری طبیعی و جدی ظاهر می شود که آنان حیرت بزرگسالان را بر می انگیزند. ماند گارترین یادگیری ها با شیوة ایفای نقش صورت می پذیرند.چون ایفای نقش تنها شیوه ای است که یاد گیرندگان از خود مایه می گذارند. خود را در معرض مطالب یادگیری قرار می دهند. و همان طور که می خواهند و می توانند مطالب را دروی می کنند و برونی ابزار می دارند.» علی رؤوف ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی. 1382 ص16.

هدف اساسی

« ایفای نقش به مثابه یک روش تدریس ریشه در دو بعد شخصی و اجتماعی فرد که مورد تأکید آموزش وم پرورش است دارد. در قالب روش تدریس حاضر تلاش می شود به یاد گیرندگان یاری گردد تا معنا و مفهوم خویش را در درون فضای اجتماعی که در آن زندگی می کنند، بیابند و نکات مبهم تصورات خود را در بارة وجود خویش با یاری گرفتن در گروههای اجتماعی روشن سازند. روش حاضر ایجاد می کند که در آن یادگیرندگان در تحلیل موقیعتهای اجتماعی به صورت همیار و مشترک فعالیت می کنند، به ویژه یادگیرندگان راه حل مسائل بین شخصی را در این روش می یابند و شیوة آزا د منشانه برای پرداختن به انواعی از موقعیتهای اجتماعی را به وجود می آورند.» محمد احدیان، راهنمای روش های نوین تدریس: 1378ص،256 . « این نوع یادگیری ها سبب می شود تا یادگیرندگان خود را همراه و همگام با موضوعات درسی، و در متن زندگی فردی و اجتماعی خویش ببینند و آن چه را در تفکر و پندار دارند به طرقی غییت ببخشند و با سازگاری هایی که از عهده شان بر می آید توانمندی های خویش را درک کنند، در تقویت آنها بکوشند یا تصمیم بگیرند تلاش های بیشتر و بیشتری را به ثمر برسانند.» علی رؤوف، ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی ، 1382ص،16.

مفهوم نقش

مرحلة‌پنجم: اجرای بازی

در این مرحله است که بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می کند. مثال: در این مرحله بازیگران را به ایفای نقش فرا می خواند،‌ به آنان یاد آوری می شود که با توجه به توافقهای انجام شده اقدام به عمل کنند. از آنجا که مدت زمان نقش کوتاه است حاشیه رفتن سبب دوری از هدف خواهد شد. معلم تا زمانی اجرای بازی را مجاز می شمارد که محتوای ارائه شده: اهداف را پوشش دهد. در مثال این روش، بازی تا زمانی گسترش می یابد که تأکیدات لازم بر همکاری، رعایت نظم ، دوری از تکروی و پذیرش مسئولیت انجام شده باشد.

مرحلة ششم: بحث و ارزشیابی

اجرای بازی سئوالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفا گران نقشها و تماشاگران همه سئوالاتی را مطرح می کنند. برای سئوالات طرح شده و با توجه به سئوالاتی که معلم برای بازیگران مشخص کرده است. بحث سازمان داده می شود.

مثال:‌معلم از تماشاگران می خواهد نظر خودشان را دربارة بازی انجام گرفته، ارائه دهند . معلم دیدگاهها را به دو سمت سوق می دهد: به نحوة اجرای بازی و به اهداف مورد نظر. تماشاگران سئوالات و نظرات خودشان را دربارة‌ چگونگی ایفای نقش و کمیت آنها متمرکز می سازند. نظریابی از این دست از سوی آنها ارائه می شود: رهبر گروه بیش از پیش اعضای گروه را محدود می کرد معاون یا دستیار گروه به دیدگاههای رهبر اعتماد نداشت و ... بازیگران که ایفای نقشها را به عهده داشتند می گویند. به نظر ما پیش از هدایت گروه باید تواناییهای هر کس به صورت واقع بینانه مشخص شود و بر اساس آن مسئولیت داده شود. معلم هم با ارائه سئوالاتی نظریات پیشنهادی و انتقادی را طلب می کند، برخی سئوالهای معلم عبارتند از:

1- نظرتان دربارة الگوی رفتاری بازیگران نقش ها چیست؟

2- چه پیشنهادی برای بهینه سازی رفتار ها دارید؟

3- عملکرد مطلوب گروهی چه نقشی د تحقیق اهداف دارد؟و....

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

مقدمه...................................................................................................................................................................

هدف اساس........................................................................................................................................................

مضموم نقش......................................................................................................................................................

افرادی که در روش ایفای نقش شرکت دارند...........................................................................................

مراحل اجرای روش تدریس ایفای نقش....................................................................................................

محاسن و محدودیتهای روش ایفای نقش..................................................................................................

منابع و مآخذ.....................................................................................................................................................



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی روشهای تدریس علوم اجتماعی

بررسی روشهای تدریس علوم اجتماعی

کمک کردن به بچه ها در کاوششان در پی دانش یک هدف اساسی همه نوع آموزش است،‌ مخصوصاً آموزش مطالعات اجتماعی،‌که قسمتی از برنامه درسی مورد نظر برای تدریس شدن به بچه ها درباره ماهیت آنان،‌جهان و روابط انسانی است.

بچه ها آگاهی از همه رشته های علومی اجتماعی را در امر یادگرفتن دربارة‌ انسان و جهان نیاز دارند. اما مدارس چگونه می توانند همه آن چیزهایی که برای دانستن و درک کردن جهان پیچیده وجود دارد را طوری که جهان ما از حقایق و اطلاعات پر شود به نوجوانان آموزش دهند؟

حقایق

همه حقایق تاریخ، جغرافی یا علم اقتصاد را بررسی می کنید. اینجا باید میلیونها حقیقت که بچه ها می توانند از هر یک از این علوم اجتماعی یاد بگیرند وجود داشته باشد. حقایق یا دانستن چیزهایی که اتفاق می افتد هر روز زیاد می شود. در سال 1962 انجمن آمریکایی جوامع علمی و انجمن ملی برای مطالعات اجتماعی تا 2000 صفحه کامل از حقایق را در کتابها، روزنامه ها و گزارشاتی که هر لحظه در جایی از جهان منتشر شده بود را نشان دادند. به خاطر افزایش همیشگی تعدادشان،‌فکر تدریس مطالعات اجتماعی با توجه به حقایق غیر واقع بینانه است.

همچنین،‌ همه حقایق ارزش دانستن یا تدریس ندارند. با تغییر جهانمان ،‌رشد تکنولوژی و تغییر فرهنگها، ارزشها و نگرشها، حقایق می توانند خیلی فوری در مورد مفید بودن بی اعتبار شوند. اکثر ما می توانیم با دقت مقداری از حقایق به خاطر سپرده شده که مدت طولانی از پذیرش آنها نگذشته را به خاطر بیاوریم. «نمی توانیم موضوعات را خلق کنیم و نمی توانیم آنها را نابود کنیم،» «هفتاد و شش عنصر وجود دارند» یا «مردم هرگز نمی توانند به ماه دسترسی یابند به دلیل اینکه خیلی زیاد از ما دور است. و این ها به ما که برای حفظ کردن پایتخت کشورهای خارجی تلاش می کنیم باز هم با حقایق دیگر پاداش داده اند - امروزه هیچ کشوری بدون پایتخت نمی تواند وجود داشته باشد.

در یک روش ، تدریس مطالعات اجتماعی خیلی آسانتر خواهد شد،‌اگر هدف آموزش دادن حقایقی از رشته های علوم اجتماعی تاریخ، جغرافی ، علم اقتصاد و غیره می باشد، زیرا بچه ها می توانند به آسانی حقایق را حفظ کنند. اما چون آنها برای نوجوانان معنی کمی دارند، و چون با تجارت بچه ها ،‌ارتباط خیلی کمی دارند،‌حقایق فوراً فراموش می شوند. اغلب وقتی که نوجوانان از طریق فرستادن حقایق به حافظه تدریس شده اند،‌آنها بیشتر دوست دارند چیزهایی را که با صحبت کردن تدریس شده است را طوطی وار تکرار کنند - آنها می توانند از بر بخوانند،‌اما بچه ها و طوطی ها هیچ آگاهی یا درکی از آنچه آنها می گویند ندارند.

مفاهیم

بچه ها به یک ذخیره حقایق از هر یک از رشته های علومی اجتماعی در دسترسشان نیاز دارند. بدون حقایق بچه ها احتمالاً در هنگام یادگیری و درک کردن مشکل دارند. حقایق به آجرهای ساختمان تشبیه شده اند. این حقایق برای ساخت آنها خیلی ضروری است،‌اما حقایق مثل یک مجموعه از آجر ها به به کاربردن ،‌جمع آوری کردن و سازماندهی در داخل یک کل با معنی نیاز دارند یادگیری بوسیله جمع آوری و سازماندهی کردن حقایق رشته های علوم اجتماعی ، و یادگیری از طریق به کاربردن آنها برای یادگرفتن چیزهای جدید،‌ به نظر می رسد در جهان امروز از یادگیری ساده حقایق مهمتر باشد، نیازهای بچه ها را برای جمع آوری و سازماندهی کردن حقایق شناسایی کنید. امروزه معلمان علوم اجتماعی یه جای یادگیری حقایق روی پروراندن تکوین تمرکز می کنند. بر عکس حقایق، مفاهیم نظم و ترتیب پدید می آورند و به زندگی معنی می دهند. آنها برای سازماندهی حقایق و اطلاعات برای بچه ها و کمک کردن به آنها برای آسان کردن زندگی شان کار می کنند.

مفاهیم، بر عکس حقایق همیشه باید با معنی باشد. کلوس میر و ریپلی تعریف کرده اند یک مفهوم را به عنوان :‌

یک ساخت ذهنی یا انتزاعی بوسیله حالت معنی دار روان شناختی، سازمان دادن و توانایی منتقل کردن شناخته شده است که یک فرد را قادر به انجام کارهای زیرمی سازد(1) درک کردن موضوعات و وقایع متعلق به طبقه یکسان و همچنین تمیز دادن از چیزها و وقایع متعلق به طبقات دیگر، (2) درک کردن سایر مافوق های مرتبط،‌هم تراز و مفاهیم ثانوی در یک سلسله مراتب ،‌(3) فراگرفتن اصول و حل مسایل مرتبط با مفهوم و (4) یادگیری مفهومهای دیگر با سطح پیچیدگی یکسان در زمان کمتر.

مفاهیم مثل یک قفسه بایگانی ذهنی به بچه ها برای سازماندهی و طبقه بندی کردن تجربیاتشان در داخل واحدهای بامعنی خدمت می کنند. بدون یک ذخیره، به خوبی ذخیره مفاهیم بزرگسالان ، بچه ها مجبور خواهند شد هر رویارویی با محیط را به طور جداگانه پردازش کنند. با تصاحب کردن مفاهیم یک سیستم تفکر وجود دارد که از طریق تداعی عمل می کند. طبقه بندی ها بوسیله چیزهایی برای مرتب کردن پاسخهای نسبتاً یک دست بوسیله یک مجموعه هماهنگ از محرکها شکل گرفته اند. مفاهیم برای کمک کردن به یادگیری بچه ها به روشهای زیر عمل می کنند:

1- آنها به سازماندهی ذهنی فرد و کنار هم چیدن روشن اطلاعات بوسیله ربط دادن آنها در یک واحد یا عقاید کلی کمک می کنند.

2- آنها به یک فرد برای تفسیر کردن ،‌بررسی کردن، کشف کردن و ضمیمه کردن اطلاعات و تجارب جدید کمک می کنند.

3- آنها به یک فرد برای فکر کردن و رسیدن به درک کامل جهانش و درک کامل تغییراتی که او با آن مواجه است کمک می کنند.

4- آنها کمک می کنند که مردم به شکل زبانی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ به هر حال، چون مفاهیم فردی شده اند، آنها همچنین مشکلاتی را در ارتباط مؤثر بوجود می آورند.

5- آنها وقتی که به مردم برای یادآوری مشخصاتی که مورد نیاز هستند کمک می کنند به عنوان سرنخها عمل می کنند.

6- آنها با نظم بخشیدن به تجارب بوسیله ربط دادن و در نظر گرفتن معانی در میان و بین اطلاعات و تجارب ظاهراً ناهم خوان به حیات انسان کمک می کنند.

به هر حال، مفاهیم مثل حقایق همه چیزی نیستند که بچه ها برای یادگرفتن و درک کردن جهانشان نیاز دارند. بچه ها همچنین به یادگرفتن برای پی بردن به روابط میان مفاهیم نیاز دارند. یک تعمیم به یک گفته اشاره دارد که یک رابطه را بین دو مفهوم یا مفهوم های بیشتر پدید می آورد یا نشان می دهد. «به هر حال، تعمیمها به جای بیان چیزی بوسیله تک کلمه یا عبارت،‌گزارش یک قانون عمومی یا اصول که ممکن است در موقعیتهای مختلفی که مشخصه های مشترک دارند بکار رفته باشند را در بر می گیرند. تعمیمها دستورالعملهایی را که افراد فعالیتشان را اداره می کنند بوجود می آورند. آنها از مفهومها یا گزاره های ابتدایی حقایق پیچیده تر هستند». آنچه در زیر می آید مثالهایی از تعمیمها هستند: خلاقیتهای جدیدی که به تغییرات منجر می شوند،‌انسانهایی که زندگی شان را تغییر می دهند که روی شرایط موجود پایه ریزی شده است،‌مردم جهان وابسته به هم هستند.

به کار می رود نمی دانند.

5- مشکلات تشخیص . مشکلاتی جهت تشخیص مفاهیم برای نوجوانان وجود دارد. ممکن است بچه‌ها بدون داشتن یک مفهوم، قادر به صحبت کردن باشند به عنوان یک مثال، بچه 5 ساله راجع به تأثیرات جاذبه زمین روی فاصله اش با «ماه» بحث کرده بود. اتفاقی شنیدن گفتگوی شان موجب می شود که یک معلم تصور کند که بچه ها مفهوم‌های نسبتاً درستی از جاذبه زمین در اختیار دارند. با این همه وقتی که از همان بچه‌ها سؤال شد که هر چیزی پایین می افتد، آنها پاسخ دادند. «البته نه برخی چیزها بالا می افتند» . برعکس، ممکن است بچه ها قادر به توصیف کردن یک واقعه،‌چیز یا وضعیت نباشند برای اینکه آنها مفاهیم نسبتاً دقیقی را دارند. برای مثال ممکن است بچه‌ها مفهوم های نسبتاً درستی از مشارکت، خانواده و جامعه داشته باشند اما آنها ممکن نیست قادر به بیان کردن عقایدشان برای دیگران باشند.

مفهوم ها به عنوان یک پایه برای برنامه درسی

«چون مفهوم ما عنصر تفکر هستند، تدریس خوب همیشه خودش را با فهم مفهوم مربوط می کند. تحریک تفکر یک هدف کاملاً پذیرفته شده تدریس است و مفهوم های بچه ها دنیااش از تفکر هستند» در مجموع برای کمک کردن بچه ها که حقایق و یادگرفتن را سازمان دهند، مفهوم ها به عنوان یک طرح برای سازمان دادن برنامه درسی مطالعات اجتماعی خدمت می کنند. بانکس پیشنهاد می کند که سلسله مراتب مفهوم‌ها می توانند برای به وجود آوردن واحدهای برنامه درسی مطالعات اجتماعی به کار روند. مفهوم های کلیدی رشته های گوناگون مثل تاریخ، جغرافی،‌علم اقتصاد و تعلیم و تربیت بین المللی می توانند برای سازمان دادن مفهوم ها برای آموزش دادن مطالعات اجتماعی خدمت کنند.

در هر یک از رشته های علوم اجتماعی، مفهوم ها و تعمیم ها می توانند شناسایی شوند و اینها می توانند از ساده ترین ، عینی ترین به مهفوم های انتزاعی تر، پیچیده تر مرتب شوند. این نظم ساختار یک محتوا را مشخص می کند و یک طرح کلی روی چیزی که حقایق و اطلاعات ساخته می شوند فراهم می کند. وقتی که مفهوم ها و تعمیم های اصلی، کلیدی در یک رشته شناسایی شدند،‌یک تمرکز برای تدریس یا یک نقطه شروع برای سازمان دادن، تلفیق کردن و بناکردن تجارب یادگیری شناسایی شده است. بدون شناسایی مفهوم های کلیدی در تاریخ، جغرافی،‌علم اقتصاد، تعلیم و تربیت بین المللی و دیگر رشته های علم اجتماعی، تدریس مطالعات اجتماعی می تواند یک تجربه «تفنگ شکاری» ضربه اینجا و به هدف نزدن ‌آنجا، همراه با ایده های غیر واقعی در مورد اینکه چه چیزی به نتیجه رسیده است بشود. وقتی که معلمان مفاهیم کلیدی را در هر یک از رشته های علوم اجتماعی شناسایی کردند و آنها را از ساده ترین تا پیچیده ترین مرتب کردند، آن وقت آنها یک پایه دربارة چیزی برای ترتیب دادن تجارب هدفمند و یک طرح برای سازمان دادن تدریس‌شان دارند.

تسهیل کردن تکوین مفهوم

به منظور پروراندن دانش و درک کردن همة رشته‌های علوم اجتماعی تدریس باید روی تسهیل کردن تکوین مفهوم پایه ریزی شده باشد. کلاسهای درس باید مکانهای فعالی باشند، جایی که بچه ها با دیگران بازی کنند، با مواد و عقاید آزمایش کنند، زبان را به کار برند، و فرصتهای خیلی زیادی برای تجارب پربار، حسی و واقعی داشته باشند. به منظور یادگرفتن ، رشد کردن در دانستن ، درک کردن افراد،‌بچه ها باید تجارب متعدد واقعی با افراد دیگر،‌عقاید و چیزها داشته باشند. مهم نیست که چه رشته هایی از علوم اجتماعی ارائه شده است بلکه مهم آن اهدافی است که برای تکوین مفهوم ایجاد شده است که تجارب، فعالیتهای بازی و زبان انتخاب شده این اهداف را منعکس می کند.



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی رابطه بین تدریس و یادگیری

بررسی رابطه بین تدریس و یادگیری


روابط بین تدریس و یادگیری:

می‌توان با عمل تدریس کمیت و کیفیت و سرعت یادگیری را افزایش داد و یا شرایط را برای یادگیری اموری که در شرایط معمولی امکان پذیر نیت فراهم نمود.

تفاوت بین تدریس و یادگیری:

1- یادگیری در همه جا و همیشه و فنی بدون تدریس صورت خواهد گرفت یا در حالی که هر تدریسی یاد داده نمی‌شود.

2- نظریه‌های دیگری، صرفاً به پدیده‌های یادگیری توجه دارد و همیشه معطوف به شاگرد است؛ به عبارت دیگر، نظریه‌های یادگیر، تبیین کننده‌ی چگونگی یادگیری و توصیف کننده‌ی شرایطی است که با حصول آن‌ها یادگیری صورت می‌گیردو در حالی که نظریه‌های تدریس باید به بیان کننده، پیش‌بینی کننده و کنترل کننده موقعیتی باشد که در آن، رفتار معلم موجب تغییر رفتار آن می‌شود. نظریه‌های یادگیری راه های یادگیری شاگرد را بیان می‌کند. در صورتی که نظریه‌های ما تدریس توصیف کننده روش‌هایی است که برای، وسیله معلم شاگرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب می‌شود که او یاد بگیرد.

3- نظریه‌های یادگیری بر اثر تحقیقات کشف شده است و توصیف کننده روابط تغییرهای مختلف یادگیری است، در حالی که نظریه‌های تدریس به وسیله علمای تعلیم و تربیت وضع می‌شود.

4- وقتی که تدریس می‌کنیم، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهیم؛ اما وقتی یاد می‌دهیم ما شاگردان را به انجام فعالیت‌هایی وادار می‌کنیم.

5- اگر بخواهیم آن چه درس می‌دهیم یاد بدهیم، باید قادر باشیم شاگردان را درک کنیم و از آن چه در رفتار آنان اثر می‌گذارد آگاهی یابیم. نتیجه این که اگر فعالیتی منجر به یادگیری نشود تدریس نیست.

روش تدریس در مکاتب فلسفی:

1- آرمان گرایی: روش تدریس با تأکید بر خودکاری شاگرد، به تشویق محصلان به تفکر و راهنمایی آنها در انتخاب موضوع‌های تفکر می‌پردازند و فرصت‌هایی فراهم می‌آورند که محصلان معرفت‌های آموخته‌شان را در حل مسائل اخلاقی و اجتماعی مورد استفاده قرار دهند و ارزش‌‌ها و تمدن انسانی را بپذیرند. در نتیجه روش دیالکتیک مخصوصاً در موضوعاتی که تفکر در آن دخالت دارد ترجیح دارد.

روش پروژه که در آن شاگردان به صورت انفرادی یا گروهی، ضمن برخورد با مسئله، از روی طرح و نقشه به آزمایش و مطالعه می‌پردازند جزء رو‌ش‌های آموزشی می‌باشد.

اهمام روش عدم، در تحریک یادگیری مانند روش منطقی، روش مشمول و زیبا شناسی، روش ؟ و زیباشناسی، روش به کاربردن مجاز و روش آزمایشی قابل قبول است. به طور کلی موضوع درس از روش تدریس جدا می‌باشد.

2- واقع گرایی: چون واقع گرایی علم محور است، روش‌های تدریس آن حالت آمرانه دارد. معلم باید روش را که برای دانش‌آموز و موقعیت آموزشی تناسب دارد به کار بندد و از دانش آموزان بخواهد که حقایق را به یاد بسپارند، مقایسه کنند و توضیح دهند. همچنین با کشف و تعبیر و تفسیر روابط، معانی و مفاهیم تازه‌ای پیدا کنند. روش تدریس معلم بر محسوسات مبتنی است و به جای تلقین معلومات به دانش‌آموزان فرصت‌هایی فراهم می‌آورد که ایشان شخصاً به بررسی و اکتشاف بپردازند و حقایق را دریابند. بنابراین از روش سخنرانی، بحث و گفتگو و آزمایش استفاده می‌شود. همچنین ارزشیابی بسیار مهم و ضروری است و باید در هر گونه آموزش با معیارهای عینی انجام گیرد.

3- طبیعت گرایی: به نظر طبیعت گرایان آموزش و پرورش باید امکان رشد طبیعی‌تر برای کودک فراهم سازد و تربیت وقتی حقیقی خواهد بود که به طبیعت و نیروها و امیال کودک فرصت دهد که به سرعت رشد و نمویی یابند و باید از هر گونه دخالت دخالت خود را رد کرد. تجربه مهم‌ترین روش تدریس است. کودک باید اشیا را پیش از الفاظ یاد بگیرد و همین اصل معلمان را وادار می‌کند که تنها به روش کتاب در تدریس اکتفا نکنند. بلکه دانش‌آموزان شخصاً به تجربه و فعالیت بپردازند. منبع علم تجربه خود دانش آموز است و معلم فقط نقش راهنما را دارد. تدریس باید با روح بازی همراه باشد و بازی روش طبیعی در آموزش و پرورش است. معلم نباید از روش‌های تدریس قالبی و کلیشه‌ای استفاده کند بلکه باید روش‌های منطبق بر طبیعت دانش‌‌آموزان را کشف کند و به کار بندد. به بیان دیگر، روش تدریس باید روش طبیعی باشد نه ساختگی و تصنعی.

4- عمل گرایی: چون عمل گرایی دانش آموز محور است روش تدریس تابعی از تفاوت‌های فردی خواهد بود از مهمترین روش‌های تدریس، روش حل مسئله است که در این روش کودک را با مشکلات و مسایل عملی در زندگی مواجه می‌کنند تا شخصاً درباره آنها بی‌اندیشد و برای حل‌ آنها بکوشد.

رهنمود‌ها و مهارت‌های عملی:

1- انتخاب یک موقعیت مناسب، طرح مشکل و یا یک بازی که دانش‌آموزان را ضمن اجرای برنامه‌های نقش‌آفرینی، نمایش گروهی و یا اجرای برنامه‌های وانمودسازی، به اهداف مورد نظر در برنامه‌های آموزشی هدایت کنند.

2- نوع مسئولیت‌ها، نقش هر یک از افراد، مواد و وسایل مورد نیاز، مکان مناسب و زمان کافی به طور دقیق مشخص شود.

3- ارائه راهنمایی‌های لازم به نحوی که تک تک دانش‌آموزان کاملاً توجه شوند که اجرای این برنامه‌ها می‌تواند برای رسیدن به هدف‌های تعیین شده، به آنان کمک کند.

4- توضیح دقیق کلیه دستورالعمل‌ها به دانش‌آموزان.

5- پاسخ به سئوالات مربوط به فعالیت‌ها.

6- انتخاب دانش‌آموزانی که قرار است مهارت‌ها و توانایی‌های مختلفی را نمایش بدهند.

7- کمک به دانش‌آموزان در مراحل اولیه انجام دادن این روش.

8- نظارت و سرپرستی بر اجرای روش.

9- ارائه پیشنهادهای لازم برای این که این روش مطلوب‌تر انجام شود.

10- ارزشیابی دقیق از کم و کیف این روش که از یک سو، به دانش‌آموزان برای فهم هدف‌های مورد نظر کمک می‌کند و از سوی دیگر، آنان را برای انجام دادن روش‌های بعدی آماده‌تر می‌سازد.

محاسن:

1- اجرای فعالیت های تقلیدی بسیار لذت بخش و هیجان‌آور است و دانش‌آموزان به شرکت در این فعالیت‌ها، علاقه بسیار دارند.

2- این روش معلمان را به تهیه برنامه‌های تقلیدی ابتکاری مربوط به خودشان تشویق می‌کند.

3- اجرای این روش، به کسب تجربیاتی منجر می‌شود که امکان وقوع آن در یک محیط واقعی وجود ندارد.

4- از آنجا که در این روش، دانش‌آموز مستقیماً و عملاً در فعالیت‌های آموزشی درگیر می‌شود، میزان انتزاعی و مجرد بودن موضوعات برای او کاهش می‌یابد.

5- در اجرای این روش، لازم نیست که دانش‌آموز حتماً به مهارت‌های گفتاری مسلط باشد.

6- انجام دادن این روش همکاری‌های متقابل بین دانش‌آموزان را تقویت می‌کند.

7- این روش سبب وحدت و هماهنگی در کلاس می‌شود.

8- این روش سبب ایجاد انگیزش در دانش‌آموزان کم استعداد، بی‌علاقه و کند می‌شود.

9- در این روش، حرکات و رفتارها و نتایج احتمالی این رفتارها، مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.

10- اجرای این روش به معلمان امکان می‌دهد که توانایی‌ها و استعدادهای دانش‌آموزان خود به خوبی آشنا شوند.

محدودیت‌ها:

1- هنوز تحقیقات کاملی که دال بر تأثیر وانمودسازی در بهبود کیفیت یادگیری باشد، انجام نگرفته است.

2- اجرای برنامه‌های تقلیدی تجارتی بسیار پر هزینه است.

3- اجرای این روش، سئوال‌هایی در ذهن بسیاری از مردم به وجود می‌آورد که خود سبب تردید در اعتبار تکنیک‌های آن می‌گردد؛ به ویژه هنگامی که موارد بسیار مهمی از برنامه حذف شده باشد به عنوان مثال، در هنگام استفاده از وسایل آموزشی تقلیدی در رانندگی، سر و صدا و ترافیک وجود ندارد و راننده خود را عملاً در جاده احساس نمی‌کند.

4- انجام دادن این روش مستلزم گروه‌بندی دانش‌آموزان و رفت و آمد آنها در کلاس درس و ساختمان مدرسه است.

5- برای اجرای این روش، معلم و دانش‌آموزان باید از قدرت تخیل قوی‌تری برخوردار باشند.

6- اجرای این روش روابط مرسوم بین‌ دانش‌آموزان و معلم را از بین می‌برد و روابط غیررسمی را جایگزین روابط رسمی می‌کند.

7- گاه اولیای دانش‌آموزان این روش را صرفاً یک نوع سرگرمی و بازی تلقی می‌کنند.

6- روش آموزش مفاهیم و اصول انسان برای شناسایی پدیده‌ها و رویدادها، محیطی یا براساس تفاوت‌های میان پدیده‌ها و محرک‌ها به تمیز دادن میان آ‌ن‌ها می‌پردازد و یا بر اساس شباهت‌های میان پدیده‌ها و محرک‌ها به دسته‌بندی یا طبقه‌بندی میان آن‌ها می‌پردازد که مفهوم این ؟ پس مفهوم سازی عکس تمیز دادن است و تمیز دادن مهم‌ترین پیش نیاز یادگیری مفاهیم است.

تعریف مفهوم و ویژگی‌های آن:

مفهوم به یک دسته یا طبقه از محرک‌های اشیا، رویدادها، از ریشه‌ها، مردم و ... که در یک یا چند صفت یا ویژگی مشترک هستند.

گفته می‌شود؛ مانند کتاب هر محرک یا پدیده خاص که دسته یا طبقه‌ای را شامل نمی‌شود مفهوم به حساب نمی‌آید؛ مانند کتاب گلستان سعدی من.

به مصداق‌های یک مفهوم، مثال‌ها، آن مفهوم می‌گویند مثلاً پایه، جای نشستن و جای تکیه دادن صفت‌های صندلی هستند. مثلاً توپ فوتبال یک مثال مفهوم‌ توپ است. به ویژگی‌های مشترک مفهوم، صفت مفهوم ویژگی‌هایی وبر که در همه مثال‌ها یا مصداق‌های یک مفهوم حضور دارند و برای شناسایی مصداق‌های یک مفهوم ضروری‌اند صفت‌های شاخص مفهوم می‌گویند. مثلاً اندازه صفت شاخص دریاچه است.

مراحل آموزش مفاهیم:

1- انتخاب و نام‌گذاری مفهوم

2- تحلیل و شناسایی صفت‌های شاخص مفهوم

3- تعیین توالی سلسله مراتبی مفاهیم

4- ارائه تعریف و مثال‌های مفهوم

5- ارزشیابی از راهبردهای تعریف و تحلیل مفهوم و دادن بازخورد.

تعریف اصل:

به بیان رابطه بین دو یا چند مفهوم اصل می‌گویند، مانند تقویت یک رفتار سبب نیرومندی آن رفتار می‌شود.

اگر رابطه‌ای بین دو یا چند مورد خاص بیان شود اصل به وجود نمی‌آید، مانند: احمد بهترین شاگرد کلاس است.

کاربرد اصول:

1- پیش‌بینی نتایج و توضیح پدیده‌ها جدید

2- استنباط عامل رویدادها و فرضیه‌سازی

3- توضیح یا پشتیبانی از فرضیه‌ها و کنترل موقعیت‌ها

4- تصدیق پیش‌بینی و حل مسئله

مراحل آموزش اصول

1- بیان هدف‌های آموزشی

2- تعیین کلیه مفاهیم و اصول پیش ‌نیاز

3- ارائه تعریف و مثال‌ها، مختلف اصل

4- رعایت‌ ترتیب صحیح مفاهیم

5- تمرین اصل آموخته شده

6- ارزشیابی و دادن بازخورد

7- روش تدریس یاد سپاری: به حافظه سپردن انواع اطلاعات نقش حیاتی در زندگی انسان دارد. هر فرد افزون بر اطلاعات روزانه، در زندگی تحصیلی خود هم نیاز به حفظ و یاد سپاری اطلاعات دارد. هدف اساسی روش‌های یاد سپاری اطلاعات ایجاد مهارت دریافت در واقعیت‌هاست. به دیگر سخن، روش‌های یاد سپاری ایجاد مهارت یا دیگری زبان معنادار است.

فهرست مطالب

روابط بین تدریس و یادگیری ۵
روش تدریس در مکاتب فلسفی ۶
روش‌های تدریس سنتی ۱۸
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۱۹
محاسن ۱۹
محدودیت‌‌ها ۲۰
تدابیر ارائه و توضیح دادن ۲۲
مراحل اجرای روش سخنرانی ۲۵
موارد استفاده از روش سخنرانی ۳۵
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۳۶
تعریف مفهوم و ویژگی‌های آن ۴۶
تعریف اصل ۴۷
کاربرد اصول ۴۷
مراحل روش تدریس یاد سپاری ۵۰
مفاهیم اساسی روش تدریس پیش سازمان دهنده ۵۲
روش‌های تدریس فعال ۵۴
ویژگی‌های روش سقراطی ۵۴
انواع روش مباحثه‌ای ۶۱
شخصیت معلم در روش بحث گروهی ۶۶
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۷۹
راهنمایی معلم به شاگرد می‌تواند در محدوده‌های زیر باشد ۸۷
ویژگی‌های روش اکتشافی ۸۹
مراحل روش اکتشاف ۹۱
آموزش دادن درس ۹۲
مراحل اجرای روش نمایشی ۱۰۰
انواع گردشهای علمی از نظر زمان ۱۰۳
مراحل گردش علمی ۱۰۴
مفاهیم اساسی روش تدریس ایفای نقش ۱۱۳
شرکت کنندگان در روش ایفای نقش ۱۱۴
روش یادگیری در حد تسلط ۱۲۷
مفهوم تسلط ۱۲۸
مراحل روش یادگیری در حد تسلط ۱۲۸
مراحل روش واحدها ۱۳۲
انواع روش‌ها ۱۳۲
مراحل روش پروژه ۱۳۴
مراحل روش با روش مغزی ۱۳۸
تشکیلات جلسه بارش مغزی ۱۳۸
اصول زیر بنای روش بدیعه‌پردازی ۱۴۰
مراحل روش بدیعه‌پردازی ۱۴۰
مفاهیم اساسی روش فراشناخت ۱۴۶
عناصر فراشناخت ۱۴۷
رویکردهای مختلف روش مشارکتی ۱۵۳
ویژگی‌های خاص روش مشارکتی ۱۵۴
مراحل روش مشارکتی ۱۵۵
مراحل روش تدریس آزمایشگاه‌ها ۱۶۱
مراحل روش ۵E 166
ویژگی‌های محیط کلاس در روش همیاری ۱۶۹
مراحل روش همیاری ۱۶۹



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی رابطه بین تدریس و یادگیری

بررسی رابطه بین تدریس و یادگیری


روابط بین تدریس و یادگیری:

می‌توان با عمل تدریس کمیت و کیفیت و سرعت یادگیری را افزایش داد و یا شرایط را برای یادگیری اموری که در شرایط معمولی امکان پذیر نیت فراهم نمود.

تفاوت بین تدریس و یادگیری:

1- یادگیری در همه جا و همیشه و فنی بدون تدریس صورت خواهد گرفت یا در حالی که هر تدریسی یاد داده نمی‌شود.

2- نظریه‌های دیگری، صرفاً به پدیده‌های یادگیری توجه دارد و همیشه معطوف به شاگرد است؛ به عبارت دیگر، نظریه‌های یادگیر، تبیین کننده‌ی چگونگی یادگیری و توصیف کننده‌ی شرایطی است که با حصول آن‌ها یادگیری صورت می‌گیردو در حالی که نظریه‌های تدریس باید به بیان کننده، پیش‌بینی کننده و کنترل کننده موقعیتی باشد که در آن، رفتار معلم موجب تغییر رفتار آن می‌شود. نظریه‌های یادگیری راه های یادگیری شاگرد را بیان می‌کند. در صورتی که نظریه‌های ما تدریس توصیف کننده روش‌هایی است که برای، وسیله معلم شاگرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب می‌شود که او یاد بگیرد.

3- نظریه‌های یادگیری بر اثر تحقیقات کشف شده است و توصیف کننده روابط تغییرهای مختلف یادگیری است، در حالی که نظریه‌های تدریس به وسیله علمای تعلیم و تربیت وضع می‌شود.

4- وقتی که تدریس می‌کنیم، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهیم؛ اما وقتی یاد می‌دهیم ما شاگردان را به انجام فعالیت‌هایی وادار می‌کنیم.

5- اگر بخواهیم آن چه درس می‌دهیم یاد بدهیم، باید قادر باشیم شاگردان را درک کنیم و از آن چه در رفتار آنان اثر می‌گذارد آگاهی یابیم. نتیجه این که اگر فعالیتی منجر به یادگیری نشود تدریس نیست.

روش تدریس در مکاتب فلسفی:

1- آرمان گرایی: روش تدریس با تأکید بر خودکاری شاگرد، به تشویق محصلان به تفکر و راهنمایی آنها در انتخاب موضوع‌های تفکر می‌پردازند و فرصت‌هایی فراهم می‌آورند که محصلان معرفت‌های آموخته‌شان را در حل مسائل اخلاقی و اجتماعی مورد استفاده قرار دهند و ارزش‌‌ها و تمدن انسانی را بپذیرند. در نتیجه روش دیالکتیک مخصوصاً در موضوعاتی که تفکر در آن دخالت دارد ترجیح دارد.

روش پروژه که در آن شاگردان به صورت انفرادی یا گروهی، ضمن برخورد با مسئله، از روی طرح و نقشه به آزمایش و مطالعه می‌پردازند جزء رو‌ش‌های آموزشی می‌باشد.

اهمام روش عدم، در تحریک یادگیری مانند روش منطقی، روش مشمول و زیبا شناسی، روش ؟ و زیباشناسی، روش به کاربردن مجاز و روش آزمایشی قابل قبول است. به طور کلی موضوع درس از روش تدریس جدا می‌باشد.

2- واقع گرایی: چون واقع گرایی علم محور است، روش‌های تدریس آن حالت آمرانه دارد. معلم باید روش را که برای دانش‌آموز و موقعیت آموزشی تناسب دارد به کار بندد و از دانش آموزان بخواهد که حقایق را به یاد بسپارند، مقایسه کنند و توضیح دهند. همچنین با کشف و تعبیر و تفسیر روابط، معانی و مفاهیم تازه‌ای پیدا کنند. روش تدریس معلم بر محسوسات مبتنی است و به جای تلقین معلومات به دانش‌آموزان فرصت‌هایی فراهم می‌آورد که ایشان شخصاً به بررسی و اکتشاف بپردازند و حقایق را دریابند. بنابراین از روش سخنرانی، بحث و گفتگو و آزمایش استفاده می‌شود. همچنین ارزشیابی بسیار مهم و ضروری است و باید در هر گونه آموزش با معیارهای عینی انجام گیرد.

3- طبیعت گرایی: به نظر طبیعت گرایان آموزش و پرورش باید امکان رشد طبیعی‌تر برای کودک فراهم سازد و تربیت وقتی حقیقی خواهد بود که به طبیعت و نیروها و امیال کودک فرصت دهد که به سرعت رشد و نمویی یابند و باید از هر گونه دخالت دخالت خود را رد کرد. تجربه مهم‌ترین روش تدریس است. کودک باید اشیا را پیش از الفاظ یاد بگیرد و همین اصل معلمان را وادار می‌کند که تنها به روش کتاب در تدریس اکتفا نکنند. بلکه دانش‌آموزان شخصاً به تجربه و فعالیت بپردازند. منبع علم تجربه خود دانش آموز است و معلم فقط نقش راهنما را دارد. تدریس باید با روح بازی همراه باشد و بازی روش طبیعی در آموزش و پرورش است. معلم نباید از روش‌های تدریس قالبی و کلیشه‌ای استفاده کند بلکه باید روش‌های منطبق بر طبیعت دانش‌‌آموزان را کشف کند و به کار بندد. به بیان دیگر، روش تدریس باید روش طبیعی باشد نه ساختگی و تصنعی.

4- عمل گرایی: چون عمل گرایی دانش آموز محور است روش تدریس تابعی از تفاوت‌های فردی خواهد بود از مهمترین روش‌های تدریس، روش حل مسئله است که در این روش کودک را با مشکلات و مسایل عملی در زندگی مواجه می‌کنند تا شخصاً درباره آنها بی‌اندیشد و برای حل‌ آنها بکوشد.

رهنمود‌ها و مهارت‌های عملی:

1- انتخاب یک موقعیت مناسب، طرح مشکل و یا یک بازی که دانش‌آموزان را ضمن اجرای برنامه‌های نقش‌آفرینی، نمایش گروهی و یا اجرای برنامه‌های وانمودسازی، به اهداف مورد نظر در برنامه‌های آموزشی هدایت کنند.

2- نوع مسئولیت‌ها، نقش هر یک از افراد، مواد و وسایل مورد نیاز، مکان مناسب و زمان کافی به طور دقیق مشخص شود.

3- ارائه راهنمایی‌های لازم به نحوی که تک تک دانش‌آموزان کاملاً توجه شوند که اجرای این برنامه‌ها می‌تواند برای رسیدن به هدف‌های تعیین شده، به آنان کمک کند.

4- توضیح دقیق کلیه دستورالعمل‌ها به دانش‌آموزان.

5- پاسخ به سئوالات مربوط به فعالیت‌ها.

6- انتخاب دانش‌آموزانی که قرار است مهارت‌ها و توانایی‌های مختلفی را نمایش بدهند.

7- کمک به دانش‌آموزان در مراحل اولیه انجام دادن این روش.

8- نظارت و سرپرستی بر اجرای روش.

9- ارائه پیشنهادهای لازم برای این که این روش مطلوب‌تر انجام شود.

10- ارزشیابی دقیق از کم و کیف این روش که از یک سو، به دانش‌آموزان برای فهم هدف‌های مورد نظر کمک می‌کند و از سوی دیگر، آنان را برای انجام دادن روش‌های بعدی آماده‌تر می‌سازد.

محاسن:

1- اجرای فعالیت های تقلیدی بسیار لذت بخش و هیجان‌آور است و دانش‌آموزان به شرکت در این فعالیت‌ها، علاقه بسیار دارند.

2- این روش معلمان را به تهیه برنامه‌های تقلیدی ابتکاری مربوط به خودشان تشویق می‌کند.

3- اجرای این روش، به کسب تجربیاتی منجر می‌شود که امکان وقوع آن در یک محیط واقعی وجود ندارد.

4- از آنجا که در این روش، دانش‌آموز مستقیماً و عملاً در فعالیت‌های آموزشی درگیر می‌شود، میزان انتزاعی و مجرد بودن موضوعات برای او کاهش می‌یابد.

5- در اجرای این روش، لازم نیست که دانش‌آموز حتماً به مهارت‌های گفتاری مسلط باشد.

6- انجام دادن این روش همکاری‌های متقابل بین دانش‌آموزان را تقویت می‌کند.

7- این روش سبب وحدت و هماهنگی در کلاس می‌شود.

8- این روش سبب ایجاد انگیزش در دانش‌آموزان کم استعداد، بی‌علاقه و کند می‌شود.

9- در این روش، حرکات و رفتارها و نتایج احتمالی این رفتارها، مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.

10- اجرای این روش به معلمان امکان می‌دهد که توانایی‌ها و استعدادهای دانش‌آموزان خود به خوبی آشنا شوند.

محدودیت‌ها:

1- هنوز تحقیقات کاملی که دال بر تأثیر وانمودسازی در بهبود کیفیت یادگیری باشد، انجام نگرفته است.

2- اجرای برنامه‌های تقلیدی تجارتی بسیار پر هزینه است.

3- اجرای این روش، سئوال‌هایی در ذهن بسیاری از مردم به وجود می‌آورد که خود سبب تردید در اعتبار تکنیک‌های آن می‌گردد؛ به ویژه هنگامی که موارد بسیار مهمی از برنامه حذف شده باشد به عنوان مثال، در هنگام استفاده از وسایل آموزشی تقلیدی در رانندگی، سر و صدا و ترافیک وجود ندارد و راننده خود را عملاً در جاده احساس نمی‌کند.

4- انجام دادن این روش مستلزم گروه‌بندی دانش‌آموزان و رفت و آمد آنها در کلاس درس و ساختمان مدرسه است.

5- برای اجرای این روش، معلم و دانش‌آموزان باید از قدرت تخیل قوی‌تری برخوردار باشند.

6- اجرای این روش روابط مرسوم بین‌ دانش‌آموزان و معلم را از بین می‌برد و روابط غیررسمی را جایگزین روابط رسمی می‌کند.

7- گاه اولیای دانش‌آموزان این روش را صرفاً یک نوع سرگرمی و بازی تلقی می‌کنند.

6- روش آموزش مفاهیم و اصول انسان برای شناسایی پدیده‌ها و رویدادها، محیطی یا براساس تفاوت‌های میان پدیده‌ها و محرک‌ها به تمیز دادن میان آ‌ن‌ها می‌پردازد و یا بر اساس شباهت‌های میان پدیده‌ها و محرک‌ها به دسته‌بندی یا طبقه‌بندی میان آن‌ها می‌پردازد که مفهوم این ؟ پس مفهوم سازی عکس تمیز دادن است و تمیز دادن مهم‌ترین پیش نیاز یادگیری مفاهیم است.

تعریف مفهوم و ویژگی‌های آن:

مفهوم به یک دسته یا طبقه از محرک‌های اشیا، رویدادها، از ریشه‌ها، مردم و ... که در یک یا چند صفت یا ویژگی مشترک هستند.

گفته می‌شود؛ مانند کتاب هر محرک یا پدیده خاص که دسته یا طبقه‌ای را شامل نمی‌شود مفهوم به حساب نمی‌آید؛ مانند کتاب گلستان سعدی من.

به مصداق‌های یک مفهوم، مثال‌ها، آن مفهوم می‌گویند مثلاً پایه، جای نشستن و جای تکیه دادن صفت‌های صندلی هستند. مثلاً توپ فوتبال یک مثال مفهوم‌ توپ است. به ویژگی‌های مشترک مفهوم، صفت مفهوم ویژگی‌هایی وبر که در همه مثال‌ها یا مصداق‌های یک مفهوم حضور دارند و برای شناسایی مصداق‌های یک مفهوم ضروری‌اند صفت‌های شاخص مفهوم می‌گویند. مثلاً اندازه صفت شاخص دریاچه است.

مراحل آموزش مفاهیم:

1- انتخاب و نام‌گذاری مفهوم

2- تحلیل و شناسایی صفت‌های شاخص مفهوم

3- تعیین توالی سلسله مراتبی مفاهیم

4- ارائه تعریف و مثال‌های مفهوم

5- ارزشیابی از راهبردهای تعریف و تحلیل مفهوم و دادن بازخورد.

تعریف اصل:

به بیان رابطه بین دو یا چند مفهوم اصل می‌گویند، مانند تقویت یک رفتار سبب نیرومندی آن رفتار می‌شود.

اگر رابطه‌ای بین دو یا چند مورد خاص بیان شود اصل به وجود نمی‌آید، مانند: احمد بهترین شاگرد کلاس است.

کاربرد اصول:

1- پیش‌بینی نتایج و توضیح پدیده‌ها جدید

2- استنباط عامل رویدادها و فرضیه‌سازی

3- توضیح یا پشتیبانی از فرضیه‌ها و کنترل موقعیت‌ها

4- تصدیق پیش‌بینی و حل مسئله

مراحل آموزش اصول

1- بیان هدف‌های آموزشی

2- تعیین کلیه مفاهیم و اصول پیش ‌نیاز

3- ارائه تعریف و مثال‌ها، مختلف اصل

4- رعایت‌ ترتیب صحیح مفاهیم

5- تمرین اصل آموخته شده

6- ارزشیابی و دادن بازخورد

7- روش تدریس یاد سپاری: به حافظه سپردن انواع اطلاعات نقش حیاتی در زندگی انسان دارد. هر فرد افزون بر اطلاعات روزانه، در زندگی تحصیلی خود هم نیاز به حفظ و یاد سپاری اطلاعات دارد. هدف اساسی روش‌های یاد سپاری اطلاعات ایجاد مهارت دریافت در واقعیت‌هاست. به دیگر سخن، روش‌های یاد سپاری ایجاد مهارت یا دیگری زبان معنادار است.

فهرست مطالب

روابط بین تدریس و یادگیری ۵
روش تدریس در مکاتب فلسفی ۶
روش‌های تدریس سنتی ۱۸
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۱۹
محاسن ۱۹
محدودیت‌‌ها ۲۰
تدابیر ارائه و توضیح دادن ۲۲
مراحل اجرای روش سخنرانی ۲۵
موارد استفاده از روش سخنرانی ۳۵
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۳۶
تعریف مفهوم و ویژگی‌های آن ۴۶
تعریف اصل ۴۷
کاربرد اصول ۴۷
مراحل روش تدریس یاد سپاری ۵۰
مفاهیم اساسی روش تدریس پیش سازمان دهنده ۵۲
روش‌های تدریس فعال ۵۴
ویژگی‌های روش سقراطی ۵۴
انواع روش مباحثه‌ای ۶۱
شخصیت معلم در روش بحث گروهی ۶۶
رهنمودها و مهارت‌های عملی ۷۹
راهنمایی معلم به شاگرد می‌تواند در محدوده‌های زیر باشد ۸۷
ویژگی‌های روش اکتشافی ۸۹
مراحل روش اکتشاف ۹۱
آموزش دادن درس ۹۲
مراحل اجرای روش نمایشی ۱۰۰
انواع گردشهای علمی از نظر زمان ۱۰۳
مراحل گردش علمی ۱۰۴
مفاهیم اساسی روش تدریس ایفای نقش ۱۱۳
شرکت کنندگان در روش ایفای نقش ۱۱۴
روش یادگیری در حد تسلط ۱۲۷
مفهوم تسلط ۱۲۸
مراحل روش یادگیری در حد تسلط ۱۲۸
مراحل روش واحدها ۱۳۲
انواع روش‌ها ۱۳۲
مراحل روش پروژه ۱۳۴
مراحل روش با روش مغزی ۱۳۸
تشکیلات جلسه بارش مغزی ۱۳۸
اصول زیر بنای روش بدیعه‌پردازی ۱۴۰
مراحل روش بدیعه‌پردازی ۱۴۰
مفاهیم اساسی روش فراشناخت ۱۴۶
عناصر فراشناخت ۱۴۷
رویکردهای مختلف روش مشارکتی ۱۵۳
ویژگی‌های خاص روش مشارکتی ۱۵۴
مراحل روش مشارکتی ۱۵۵
مراحل روش تدریس آزمایشگاه‌ها ۱۶۱
مراحل روش ۵E 166
ویژگی‌های محیط کلاس در روش همیاری ۱۶۹
مراحل روش همیاری ۱۶۹



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی فنون تدریس لغات انگلیسی

بررسی فنون تدریس لغات انگلیسی

انگلیسی چیست؟

(ریشه ها)

تاریخ مختصر از منابع و رشد زبان انگلیسی

تاریخ زبان انگلیسی واقعاً با ورود قبایل آلمانی که در دوره قرن پنجم حمله کرده بودند شروع شد، این قبایل انگلهاو ساکسن ها و جوت ها در دریای شمال جایی که امروز دانمارک و آلمان شرقی است، عبور کردند در آن زمان ساکنین برتین Britiain

به زبان سلیتک صحبت می کردند اما بیشتر گویندگان سلیتک بوسیله مهاجمین به غرب و شمال رانده شدند عمدتاً به آنچه که امروز ویلز اسکاتلند و ایرلند است (می‌باشد) انگلها (به) از انگلستان آمدند وزبانشان انگلیسی نامیده می شود که از واژه های English , England مشتق می شود.

مهاجمین آلمانی از سواحل جنوب و شرقی در قرن پنجم وارد بریتانیا شدند.

(AD 1100 – 450)

انگلیسی قدیم (باستان)

Old English

مقدمه

معلمین باتجربه زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم خیلی خوب می دانند که لغت تا چه اندازه اهمیت دارد. آنها می دانند که محصلین باید هزاران لغت را که گویشوران ونویسندگان انگلیسی به کار می برند بیاموزند. خوشبختانه، نیاز به لغت نکته ایست که هم معلمین و هم محصلین برآن متفق القول اند. البته طی سالیان متمادی در برنامه های خاص آماده سازی معلمین زبان توجه چندانی به روشهای یاری دادن محصلین درخصوص آموختن لغت نشده است. دربعضی از کتابها به معلمین توصیه شده است که محصلین می توانند لغات را بدون کمک بیاموزند درحقیقت گاهی به معلمین گفته شده است که پیش از آموختن گرامر و سیستم صوتی زبان نباید لغات زیادی رابه محصلین یاد داد. درمقالاتی که درمجلات خاص معلمین می خوانیم بندرت از مقوله لغت صحبت به عمل می آید، درمقابل بر تلفظ و گرامر تأکید شده و برلغت یا تأکید نمی شود و یا این تأکید اندک است. خلاصه آنکه در برنامه های ویژه معلمین درسالهای اخیر مسأله لغت به بوته فراموشی سپرده شده است، و لازم است کوششی به عمل آورده و به علت آن پی ببریم.

«فصل اول»

دلیل بی توجهی به آموزش لغت درگذشته

یک دلیل عدم توجه به گنجاندن آموزش لغت در برنامه های تربیت معلم در سالهای 70-1940 این است که درسالهای قبل از آن به این امر توجه بیش از حد مبذول شده بود. درواقع بعضی ها بر این باور بودند که یادگیری زبان فقط از طریق یادگیری لغت امکان دارد. زبان آموزان اغلب اعتقاد داشتند که تنها نیاز آنها تعداد زیادی لغت است و خیال می کردند که می توانند زبان را با یادگیری این تعداد لغات انگلیسی به همراه معانی آنها درزبان خود فراگیرند. بدون شک این اعتقاد درستی نبود، زیرا علاوه برآنکه شخص باید لغات انگلیسی و معانی آنها را بداند. باید بداند که لغات درجملات انگیسی چگونه با هم عمل می‌کنند و این یکی از دلایل تأکید بردستور زبان دربرنامه های آماده سازی معلمین درچند دهه اخیر بوده است. درخلال این سالها درخصوص کشفیات جدید در مورد راههای یاری رساندن به محصلین برای یادگیری کلمات صحبت چندانی به میان نیامده است.

اینکه چرا در درسهای روش تدریس درباره تدریس کلمات و معانی آنها تا این حد کم سخن گفته اند دلیل دومی هم دارد. بعضی از متخصصین روش تدریس گویا براین باور بوده اند که معانی لغات را نمی توان بصورت تام و تمام تدریس نمود، بنابراین چه بهتر که از تدریس آنها صرفنظر گردد. در دهه 1950 بیشتر مردم کم کم متوجه شدند که یادگیری لغت آنقدرها هم مطلب ساده ای نیست.

یادگیری لغت صرفاً این نیست که بیاموزیم یک لغت خاص در زبانی معادل لغتی همانند آن درزبان دیگر است، بلکه باید یادگیری ما فراتر از این رود و چه بسا افرادی که خیال می کردند مشکلات این کاربقدری زیاد است که دست یازیدن به آن درکلاس عملی نیست.

مثلاً براساس یک فرهنگ لغت اسپانیایی- انگلیسی، لغت «garden» و «jardin» ظاهراً هردو معنای یکسان دارند : «جایی که گلها می رویند.» اما بعضی معانی «garden» با معانی «jardin» مطابقت نمی کنند. «garden» جایی است که امکان دارد در آن علاوه برگل، سبزی نیز بروید درحالیکه در اسپانیایی،سبزی درجایی به نام «huerta» می روید و نه در «jardin». این یکی از بیشمار نمونه های ممکن است که نشان می دهد یادگیری لغت صرفاً معادل نمودن کلمات در زبان مادری و زبان مقصد نیست. غالباً کسانیکه مسئول تربیت معلمین بودند برداشتی این چنین در اذهان بوجود می آورند که یادگیری لغت بقدری پیچیده می باشد که بهتر است بیشتر وقت کلاس را وقف تدریس ساختارهای گرامی نموده و به تدریس اندک تعدادی لغت بسنده نمایند، زیرا به هیچوجه نمی توان فهم دقیق و کامل معانی لغات را درکلاس به دانش آموزان القاء نمود. درواقع دربعضی از کتابها و مقالات مربوط به آموزش زبان، نویسندگان این شبهه را در اذهان بوجود آوردند که بهتر است لغت اصلاً تدریس نشود.

اینها دلایلی چند برای به فراموشی سپرده شدن مسأله تدریس لغت دربرنامه های تربیت معلم درنظر عموم بودآنهم درزمانی که معلمین کمکهای زیادی درزمینه های دیگر آموزش زبان دریافت می‌داشتند. ما بطور خلاصه این دلایل را ذکر می کنیم:

1. بسیاری از مسئولین ترتبیت معلم خیال می کردند که باید بر گرامر بیش از لغت تکیه نمود، زیرا از گذشته درکلاسهای درس زبان به مقوله تدریس لغت وقت زیادی اختصاص داده می شد.

2. متخصصین روش تدریس از این بیم داشتند که اگر محصلین قبل از یادگیری مباحث مقدماتی گرامر، لغات زیادی بیاموزند در ساختن جملات دچار اشتباه می شوند درنتیجه، این مطلب سبب شد که بهترین راه را تدریس نکردن لغات زیاد بدانند.

3. بعضی ها که کار راهنمایی معلمین را برعهده داشتنداحتمالاً توصیه می کردند که یادگیری معنای لغات تنها از طریق تجربه صورت میگیرد و نمی توان آنها را بصورت کامل در کلاس آموخت. در نتیجه توجه اندکی به فنون تدریس لغت معطوف می گردید.

هر یک از این عقاید درمورد لغت تا حدودی واقعیت دارد، حقیقت آن است که دربعضی کلاسها وقت زیادی به تدریس لغت اختصاص داده می‌شود. غالباً بقدری در تشریح لغات جدید صرف وقت می شود که بنظر می رسد وقتی برای فعالیتهای دیگر باقی نمی ماند. البته چنین کاری مایه تأسف است.

دانش آموزانی که گرامر را به همراه لغت نمی آموزند قادر به استفاده از زبان برای برقراری ارتباط نخواهند بود. حتی فهم مطالبی که لغات آن ها به نظر آشنا می آیند، درصورت عدم یادگیری ساختارهای گرامری، چه بسا غیرممکن باشد. مثلاً پارگراف های ارائه شده دارای لغات بسیار آسانی می باشند.

نشان دادن معانی کلمات

همه ما کتابهای درسی انگلیسی همراه با معانی آنها به زبان مادری را دیده‌ایم. درچنین کتابهایی ابتدا کلمه انگلیسی و سپس معنی آن به زبان مادری محصل به چشم می خورد. درکتابهایی که این ترجمه ها دیده نمی شود، ازمعلم انتظار دارند که بعد از قرائت هر کلمه انگلیسی معنای آن را بگوید. درکلاسهایی که همه شاگردان آن به یک زبان تکلم نمی کنند معلم نیاز به مهارت خاص دارد. در چنین کلاسی معلم باید معانی انگلیسی را آماده کند و کلماتی را به کاربرد که تمام کلاس از عهده فهم آنها برآیند. درتدریس لغت برای مرحله اول تدریس انگلیسی (نظیر آنچه که ما اکنون درحال توضیح آن هستیم) به منظور نشان دادن معانی بسیاری از لغات از تصویر استفاده می کنند. دربعضی کلاسهای مخصوص مبتدیان، معلمین هرسه طریق را برای نشان دادن معانی لغات به کار می برند:

  1. تصویر
  2. توضیح به زبان خود محصل
  3. توضیح به انگلیسی ساده و با استفاده از لغاتی که محصلین تا به حال یاد گرفته‌اند.

درفصل دیگری طریقه های نشان دادن معانی لغات را مورد بررسی قرار خواهیم داد. دراینجا لازم است به نکته ای درخصوص طرق مختلف ارائه لغات توجه نماییم. درهمه موارد سه گانه، معلمین بعد از توجه به لغت انگلیسی به معنای آن توجه می کنند. اما بیایید درمورد این نحوه ارائه‌ی لغت قدری تفحص نماییم. جالب است که این ترتیب را با ترتیب رویدادهایی که درمورد یادگیری لغات درزبان مادری صورت می گیرد مقایسه کنیم. آنچه که درسالهای اولیه عمر کودک اتفاق می افتد این است: کودک با چیزی (مثلاً یک کامیون اسباب بازی جدید) تجربه ای دارد. ابتدا توجه کودک به کامیون معطوف می شود. بعد از آن نام شی‌ء را که توجهش را جلب کرده است می شنود. مثلاً شاید یک بزرگتر بگوید : «چه کامیون قشنگی!» یا «آن کامیون را کنار بگذار و بیا ناهار بخور» یعنی اول توجه کودک به طرف کامیون جلب می شود و سپس کلمه ای را که اسم آن است می شنود.

حالا ببینیم این امر چطور می تواند در مورد درس ساده لغت مصداق پیدا کند.



خرید فایل


ادامه مطلب ...